تبليغاتX
سایت نیازمندیها X
غروب دريا
وبلاگ شخصي الف . دريادوست



یار مهربان

   

يادمه وقتي بچه دبستوني بوديم در كتاب فارسيمون شعري بود به اسم " كتاب خوب " كتابي كه هم " يار مهربان " بود هم " دانا و خوش بيان" هم " پند دهنده " و " هنرمند" و " باسود و بي زيان" و ... كه بهمون مي گفت ازش غافل نشيم آن زمان بخاطر شور و اشتياق بچگي و علاقه به درس فكر مي كرديم كه بله به توصيه اين درس گوش مي دهيم و هيچ وقت از كتاب غافل نخواهيم شد. لذا با توجه به اين اشتياق و بعضاً هم برخي ها بخاطر شايد تنبيه معلم هيچ وقت احساس نمي كردند كه از كتاب دور شوند. لذا اون بچه ها بزرگ و بزرگ تر كه مي شدند يواش يواش از اين دوست فاصله مي گرفتند درست مثل دلهاي آدماي آن زمانها كه ايل و تبار همه باهم رفت و آمد داشتند ولي حالا چي ؟ محدود شده به چند تا فاميل خيلي نزديك كه حالا بماند اين هم قصه و ماجرايي دارد و از اصل قضيه كه كتاب هستش دور نشويم ....

چرا و به چه علت آدما از كتاب خوندن گريزانند معمايي است كه يافتن دلايل اصليش به اين سادگي ها نيست عقل ميگه هر چقدر بچه ها سنشان بالاتر بره قدر چيزهاي ارزشمند را بيشتر بايد بدونند ولي در اين زمينه برعكس شده ... چرا و چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اگه بگيم كتاب گرونه كه خيلي گرون نيست با اين حال كه گرون نيست ولي باز ...........................................

من به اين چراها فكر مي كنم .................................چرا كتاب بين ما مهجور افتاده و خونده نميشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خواهش مي كنم شما هم فكر كنيد......اگر فكر هم مي كنيد بيشتر فكر كنيد..........................


موضوع :
| +| نوشته شده در پنجشنبه نهم آبان 1387 و ساعت 8:33 قبل از ظهر توسط دريادوست |