تبليغاتX
سایت نیازمندیها X
غروب دريا
وبلاگ شخصي الف . دريادوست



شروع تازه
 

بر سر آنم كه گر زدست برآيد              دست به كاري زنم كه غصه سرآيد

 

گاهي به ذهنم مي رسيد كه هدف ما از انجام خيلي از كارهايي كه انجام مي دهيم چيه ؟ شايد اين سوال به ذهن شما هم رسيده باشه ،‌ بله حتي شمايي كه الان اين جمله را داري مي خوني ... واقعاً آيا ما براي هر كارمون هدف داريم ؟؟؟؟ من به خودم در اين مورد شك كردم و پيش خودم گفتم من براي چي دارم مي نويسم و براي چي اين وبلاگو راه انداختم و براش دارم زحمت مي كشم ، اين شد كه تصميم گرفتم وبلاگمو ترك كنم و بشينم و فكر كنم كه چرا من دارم وبلاگ مي نويسم و براش دارم وقت مي گذارم ... اين مدت دوهفته اي فرصت خوبي بود كه بتونم راجبه اين موضوع فكر كنم و تا حدودي تونستم خودمو قانع كنم كه بله اين هدفو (x) دنبال كنم و تصميم گرفتم برگردم و شروع تازه اي را با هدفم داشته باشم . به نظرم مي رسه آدم اگر يك كار را ولو با نيت بد انجام بده بهتر از اينه كه آدم خودش هم نفهمه كه براي چي داره اين كارو انجام مي ده ... حالا اين مي تونه فقط يه نمونه باشه و من الان از همه شما دوستان عزيزم سوال مي كنم كه آيا شما در رابطه با کارهایی که انجام می دهید فكر می کنید ؟ منظورم وبلاگ نويسي نيست و سوالم فراتر از اين موضوع هستش و تمامي كارهاي ما را شامل مي شه ... پاسخگويي به اين سوال به نوعي شايد خيلي از انسانها رو از پوچ گرايي نجات بده ... براي اينكه شما بتونيد با من همراه بشويد كافيه فقط يه بار از كسيكه داره به نظرتون كار بدي را انجام مي ده ازش سوال كنيد براي چي داره اين كارو انجام مي ده ، بهتون قول مي دهم كه جواب خاصي براي سوالتون نخواهد داشت و متوجه مي شويد كه خيلي از انسانها براي انجام كارهاي بدشون دليل خاصي ندارند و يا حتي خيلي از آدمايي كه كار خوب انجام مي دهند نيز مي بينيد كه هدف و يا دليلي براي كارشون ندارند و اين به نظرم شايسته ما انسانها نيست.

اندكي فكر كنيم ... شايد جواب خيلي از سوالاتمون را تونستيم بگيريم.


موضوع :
| +| نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 و ساعت 11:30 قبل از ظهر توسط دريادوست |


سلام

صاحبان دلهای حساس نمی میرند 

 بی هنگام ناپدید می شوند !

 

بدون هیچ مقدمه ای

 خدانگهدار ................................!

اگر با نوشته هايم يا با حرفهايم خداي نكرده دل عزيز شما را رنجانده باشم به بزرگواري خودتان حلالم كنيد.

به اميد روزهاي روشن براي شما

خدانگهدار

با احترام-دريادوست


موضوع :
| +| نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387 و ساعت 1:56 بعد از ظهر توسط دريادوست |


درد دل...

بازگشت جمله مردم بر خداست            كي دمي از ياد مخلوقش جداست

خواستم باشم پس نوشتم...

روزگار قريبيست ...

زنده ايم و مثل ساير موجودات نفسي مي آيد و خوراك و خواب و... همه كم يا زياد هست ولي تفاوت امروز با قديما در اين هستش كه قبلاً به اندك ناني كه شكم را سير كند قناعت بود ولي امروز جداي از شكمهاي سيري ناپذير چشمهاي حريصي هستند كه آنها سير نمي شوند...

چشم حريص دنيا دوست را            يا قناعت پركند يا خاك گور

نوشتم كه يادم بماند روزي خواهم رفت و در مشتي خاك فرو خواهم نشست.

پس چه كنم ؟ كه دنيا به ناگاه برايم زود دير نشود (ياد قيصر عزيز گرامي)

نوشتم تا بدانم خدايم بر من ناظر است و اعمالم را مي بيند ... خدايا تو همه اعمال خوب و بد منو مي بيني خدايا چقدر شرمنده درگاهت هستم ولي چقدر بزرگواري خداي خوب من كه همه چيزم پيش تو محفوظ است.

نوشتم تا در يادمان بماند:

بني آدم اعضاي يك پيكرند                    كه در آفرينش زيك گوهرند

ولي چرا اينقدر تفاوت ... ؟ حتي لبخندها و گريه هايمان هم باهم فرق دارد چه رسد به چيزهاي ديگر....

نوشتم تا گلايه كنم از دنيا...

نوشتم تا گلايه كنم از اين همه بلايا

نوشتم و گلايه كنم و بگم خدايا

چرا اين همه ........

خداي خوب من از گلايه هاي من دلگير مشو چرا كه هنوز صبر و اميد هست....

" يا ايها الذين امنوا استعينوا بالصبر و الصلوه ان الله مع الصابرين "

و مي دانم با ما هستي ....

ولي چقدر دلتنگم خدايا از اين همه نامردميها و از اين همه ...........

خدايا شاهدي كه به عمد بر كسي بدي نكردم ، مال كسي را نخوردم ، آزارم را نرساندم ولي جاي همه اينها ... بدي از مردم ديدم ... مالم را خوردند و دزديدند و آزارم رساندند ...

خدايا همه اينها را با درصدي از نگاهت عوض نمي كنم خدايا فقط ازتو مي خوام منو ببخش ... هدايتم كن و جلوه راستين انسانيت را در وجودم قرار بده ... خدايا صبري عطا كن كه مشكلات و ناملايمتها تو را از يادم نبره ... خدايا بين اين همه امور زشت دنيا خيلي تنهام ... خيلي ... آدم دور و برم زيادند ولي باز .... خدايا چرا مردم تو را از ياد برده اند و يا حداقلش كمتر ياد تواند اگر ياد تو در دل مردم بودجز مهر و محبت چيز ديگري نبود...

خدايا وقتي مردمو به اين شكل مي بينم جز اينكه دلتنگت بشم كار ديگه اي از دستم بر نمي آيد...

شايد اندك روزهايي باشد كه صبحش براي مردم همراه با دلخوشي و شا دابي باشد ...

در حاليكه خداي خوب مهربانم نيك مي دانم كه چقدر اين طلوع و غروب ارزشمند هستند و ما به اين راحتي از كنارش مي گذريم...

خدايا اينقدر حرف دارم كه نمي دونم كدوم يكي رو بگم از كجا بگم ... گرچه باز تو خدايا نامه نانوشته را هم مي خواني و نيازي به اين همه نوشتار من نيست...

بار الها قلب ما را بعد از آن                    كز هدايت داده اي تاب و توان

سوي باطل هيچگاه مايل مساز             چون تويي يكتا خداي چاره ساز

مرحمت فرما زلطفت اي كريم               چون تويي بخشنده و هستي عظيم

بي عوض بخشنده هستي وعظيم         بر جميع بندگان هستي كريم


موضوع :
| +| نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387 و ساعت 9:23 قبل از ظهر توسط دريادوست |


یه سوال

با سلام و احترام:

یه سوال از خدمتتون دارم و خواهش می کنم بادقت تمام اگر امکانش باشه به این سوال من جواب بدهید.

سوال : به نظر شما مهمترین وظیفه دستگاه های فرهنگی کدام یک از امور زیر است :

۱- ارائه خدمات فرهنگي ، هنري : گردشگري ،‌پرورشي ، تفريحي ، مشاوره اي ، انتشاراتي و مسابقات

۲- برگزاری نشستهای موضوعی جهت افزايش سطح دانش و بينش خانواده ها در مورد مسائل فرهنگی

۳-برگزاري کارگاهها و دوره هاي آموزش شهروندی برای خانواده ها

۴-  برگزاري سمينارهاي تخصصي- جشنواره ها - نمایشگاه ها و مراسمهای ويژه در ایام خاص 

۵- انجام کارهای علمی و پژوهشی

با تشکر از همه شما عزیزان - دریادوست 

 


موضوع :
| +| نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387 و ساعت 8:34 قبل از ظهر توسط دريادوست |